امروز از هشتمین نمایشگاه کار ایران در برج میلاد بازدید کردم؛ بازدیدی که بیشتر از آنکه درباره فرصتهای شغلی باشد، ذهنم را درگیر آینده برند کارفرمایی و ارتباط سازمانها با بازار کار کرد.
اولین چیزی که توجهم را جلب کرد، تفاوت محسوس مقیاس رویداد با تصویری بود که از سالهای قبل در ذهن داشتم. امسال، در شرایط دشوار و متأثر از جنگ، تعداد سالنهای فعال محدود بود و بسیاری از سازمانهای بزرگی که انتظار حضورشان را داشتم، در میان شرکتکنندگان دیده نمیشدند.
البته یک بازدید، بهتنهایی برای قضاوت قطعی درباره روند یک رویداد کافی نیست؛ همانطور که کاهش مشارکت در چنین شرایطی لزوماً به معنای کاهش اهمیت بازار کار نیست.
اما این تجربه چند سؤال جدی برای من ایجاد کرد.
۱. آینده نمایشگاه کار ایران به کدام سمت میرود؟
به نظرم برای پاسخ به این سؤال باید سه سناریو را از هم تفکیک کنیم:
سناریوی اول: بازگشت به شرایط عادی
اگر محدودیتهای ناشی از شرایط فعلی کاهش پیدا کند، ممکن است سازمانها دوباره به نمایشگاه بازگردند و رویداد به ابعاد قبلی خود نزدیک شود. در این حالت، کمرونقی امسال بیشتر وقفهای ناشی از شرایط بیرونی خواهد بود.
سناریوی دوم: کمرونقشدن تدریجی رویداد
اگر سازمانها به دلیل محدودیت بودجه، توقف استخدام یا تردید درباره بازدهی حضورشان، مشارکت را کاهش دهند، احتمال دارد نمایشگاه به رویدادی با تنوع کمتر تبدیل شود؛ رویدادی که هم برای کارفرمایان و هم برای کارجویان ارزش کمتری ایجاد میکند.
سناریوی سوم: تغییر ماهیت نمایشگاه
این سناریو برای من جذابتر است. شاید مدل سنتی نمایشگاه کار، با تمرکز بر غرفه، رزومه و چند روز ملاقات حضوری، دیگر بهتنهایی پاسخگوی نیاز بازار کار نباشد. در این صورت، آینده رویداد نه لزوماً در بزرگترشدن فیزیکی آن، بلکه در تبدیلشدن به بستری برای ارتباط مستمر میان کارفرما و استعدادها خواهد بود.
این سه سناریو الزاماً متناقض نیستند؛ ممکن است نمایشگاه پس از یک دوره کمرونقی، با مدلی متفاوت دوباره رشد کند.
۲. اگر نمایشگاه کار کمرونقتر شود، چه چیزی را از دست میدهیم؟
نمایشگاه کار صرفاً محلی برای جمعآوری رزومه نیست. این رویداد میتواند یکی از معدود فضاهایی باشد که در آن، کارفرما و کارجو بدون واسطه با یکدیگر مواجه میشوند.
کمرونقشدن چنین بستری میتواند چند پیامد داشته باشد:
- برای کارجویان: کاهش فرصت شناخت مستقیم سازمانها، فرهنگ کاری و مسیرهای شغلی.
- برای کارفرمایان: محدودشدن دسترسی به استعدادهای جدید و کاهش فرصت گفتوگو با افرادی که شاید در جستوجوی فعال شغل نباشند.
- برای برند کارفرمایی: کاهش یکی از نقاط تماس مستقیم سازمان با بازار استعدادها.
- برای بازار کار: ضعیفترشدن ارتباط میان دانشگاهها، صنایع و نیروی کار متخصص.
در صنعتی مانند داروسازی و تولید مواد مؤثره دارویی (API)، این مسئله اهمیت بیشتری دارد. جذب و نگهداشت متخصصان شیمی، داروسازی، مهندسی و کنترل کیفیت صرفاً با انتشار یک آگهی استخدام حل نمیشود. بخشی از چالش، شناختهشدن سازمان بهعنوان محیطی برای یادگیری، رشد حرفهای و مشارکت در تولید محصولات ارزشمند است.
۳. کشورهای پیشرو چگونه به آینده نمایشگاههای کار نگاه میکنند؟
در بازارهای توسعهیافته نیز نمایشگاه کار از تغییرات بازار جذب و استخدام مصون نمانده است؛ اما همچنان ارتباط مستقیم کارفرمایان با استعدادها اهمیت دارد.
برای مثال، دادههای انجمن ملی کالجها و کارفرمایان آمریکا (NACE) نشان میدهد که در سالهای اخیر، نمایشگاههای حضوری در بسیاری از مراکز دانشگاهی همچنان مورد توجه کارفرمایان و دانشجویان بودهاند. در کنار آن، رویکردهای جدید بر ایجاد ارتباطی گستردهتر و مستمرتر با استعدادها تأکید دارند.
به نظرم نکته اصلی همینجاست: مسئله فقط برگزاری یک رویداد نیست؛ مسئله ساختن رابطهای مستمر با جامعه استعدادهاست.
چند ایده که میتوان برای آینده نمایشگاه کار ایران در نظر گرفت:
۱. نمایشگاه کار در تمام طول سال
بهجای محدودکردن ارتباط به چند روز، یک بستر دیجیتال ایجاد شود که سازمانها در تمام سال بتوانند فرصتهای شغلی، پروژهها، مسیرهای شغلی و محتوای واقعی محیط کارشان را معرفی کنند.
۲. نمایشگاههای تخصصی و صنعتی
در کنار نمایشگاه عمومی، رویدادهای تخصصی برای صنایع دارویی، فناوری، انرژی، مالی و تولید برگزار شود. در این مدل، کیفیت ارتباط و تناسب تخصصی کارجویان مهمتر از تعداد بازدیدکنندگان است.
۳. ارتباط مستقیم صنعت و دانشگاه
شرکتها بتوانند پیش از فارغالتحصیلی با دانشجویان ارتباط برقرار کنند؛ از طریق پروژههای واقعی، بازدیدهای صنعتی، کارگاههای تخصصی، دورههای کارآموزی و گفتوگو با متخصصان.
۴. اندازهگیری اثربخشی بهجای شمارش غرفهها
معیار موفقیت نباید فقط تعداد سازمانهای حاضر یا تعداد بازدیدکنندگان باشد. نرخ تبدیل رزومهها به مصاحبه، استخدامهای حاصل از رویداد، کیفیت تناسب شغلی، رضایت کارجویان و ادامه ارتباط پس از نمایشگاه، شاخصهای معنادارتری هستند.
۵. حضور واقعی کارکنان، نه فقط نمایندگان جذب
کارجویان معمولاً میخواهند بدانند کارکردن در یک سازمان واقعاً چگونه است. گفتوگو با مهندسان، متخصصان، مدیران میانی و کارکنان تازهاستخدامشده میتواند تصویری معتبرتر از فرهنگ سازمانی ایجاد کند؛ تصویری که با بروشورهای تبلیغاتی به دست نمیآید.
۴. در شرایط بحران، آیا باید روی برند کارفرمایی سرمایهگذاری کنیم؟
میدانم که در شرایط فعلی، بسیاری از سازمانها با این پرسش مواجهاند که وقتی اولویتها به سمت حفظ نقدینگی، تداوم عملیات و مدیریت هزینهها رفته است، آیا هنوز باید برای برند کارفرمایی وقت و بودجه صرف کرد؟
پاسخ من این است: شاید لازم باشد شکل سرمایهگذاری را تغییر دهیم، نه اینکه ضرورت آن را بهطور کامل کنار بگذاریم.
برند کارفرمایی الزاماً به غرفه بزرگ، تبلیغات پرهزینه یا حضور در همه رویدادها وابسته نیست. گاهی انتشار صادقانه تجربه کارکنان، معرفی مسیر رشد حرفهای، گفتوگو با دانشگاهها، ارتباط با متخصصان کلیدی و شفافیت درباره فرصتها و واقعیتهای سازمان، اثربخشی بیشتری دارد.
البته این به معنای نادیدهگرفتن محدودیتهای واقعی بودجه و استخدام نیست. اگر سازمانی فعلاً امکان جذب ندارد، باید درباره هدف حضور خود شفاف باشد و بهجای وعده فرصتهای شغلی غیرواقعی، بر آگاهیبخشی، ارتباط حرفهای و ایجاد اعتماد تمرکز کند.
در شرایط بحران، برند کارفرمایی زمانی ارزشمند است که از تبلیغات فاصله بگیرد و به بخشی از تجربه واقعی کارکنان و شیوه مدیریت سازمان تبدیل شود.
۵. پیشنهاد من برای آینده نمایشگاه کار ایران
به نظرم برگزارکنندگان میتوانند از فرصت امسال برای بازطراحی مدل رویداد استفاده کنند:
- ایجاد شبکه دائمی ارتباط میان کارفرمایان، دانشگاهها و کارجویان؛
- طراحی بستههای مشارکت متناسب با اندازه و نیاز سازمانها؛
- برگزاری رویدادهای کوچک و تخصصی در طول سال؛
- انتشار گزارش شفاف از نتایج و اثربخشی هر دوره؛
- و ایجاد فضایی برای تبادل تجربه میان مدیران منابع انسانی درباره جذب، نگهداشت و برند کارفرمایی.
شاید آینده این رویداد نه در تعداد سالنهای بیشتر، بلکه در ارزشی باشد که پس از جمعشدن غرفهها همچنان باقی میماند.
در نهایت، یک پرسش برای همکاران منابع انسانی و مدیران سازمانها دارم:
اگر در شرایط فعلی ناچار باشید میان حضور پرهزینه در یک نمایشگاه کار، سرمایهگذاری مستمر روی برند کارفرمایی دیجیتال و ایجاد ارتباط مستقیم با دانشگاهها و متخصصان انتخاب کنید، کدام را انتخاب میکنید و چرا؟
و از نگاه شما، نمایشگاه کار ایران برای اینکه در سالهای آینده همچنان رویدادی اثرگذار باشد، باید چه تغییری در مدل خود ایجاد کند؟
خوشحال میشوم تجربهها و دیدگاههای شما را بخوانم.







